Saturday, June 18, 2016

با سلام من حسین هستم 30 ساله از تهران و مجرد. زیبا خانم عزیز راستش من مشکل متاسفانه بزرگی دارم و راهنمایی هایی که به بقیه کرده بودید رو خوندم بی تعارف بگم راستش کارایی بالایی ندارند.
 اما منم مشکلم رو می گم تا حداقل با نوشتنش و امید به اینکه که یه نفر منو درک می کنه می نویسم تا عقده ی درونیم خالی شه.
من یه آرزوی جنسی دارم که هیچ وقت هم می دونم برآورده نمی شه من آرزو دارم برده ی چند تا خانم باشم تو یه خونه کارهای شخصی شون رو بکنم و اونا با من بدرفتاری کنند و کتکم بزنند و از کتک زدنم لذت ببرند و برای تحقیر در حالی که ایستاده هستند یکیشون پاش رو رو سرم بذاره و وادارم کنه پای اون یکی رو ببوسم و بلیسم و همه شون هم دفع ادرارشون رو تو دهان من انجام بدن و در حال انجام همه ی اینکارا بخندند این رویای منه که
به هیچ کس نمی تونم بگم حتی پیش خانمهایی که سکس در ازای پول انجام می دن رفتم یه خورده توضیح دادم احساس کردم که کم کم می ترسن و ادامه ندادم و فقط سکس کردم به نظر شما برای خالی شدن این عقده ی درونی چه راهی پیش رومه؟ ممنونم از شما حسین 

زیبا ناوک: حسین عزیز من هم پاسخت را میدهم هرچند کارائی نداشته باشد. انگیزه من در وهله اول بیان دیدگاه ها و نظرات هست نه الزاما پذیرش آنها! و اما مساله تو!
همانطور که بارها اشاره کرده ام، دنیای عشق و سکس حد و مرزی ندارد و هر کاری در آن مجازست چون با اراده و میل و لذت این کارها صورت می گیرد. 
سادیست ها و مازوخیست ها هم در این وادی آزادند و می توانند به نیازهای خود پاسخ بدهند هر چند در اروپا آزارهای بدنی و خودکشتن مجاز نیست و چنین افرادی نمی توانند با این عنوان که بدن مال من است و من تصمیم گیرنده برای آن، بدن خودشان را زخمی کرده یا جراحتی به آن وارد سازند و با انگیزه ها و اقدامات خودکشتن افراد هم بشدت مقابله می شود.
اما من تا به امروز در برابر چنین مواردی مقابله ای نکرده ام و جواب من هم در برابر چنین اقداماتی، نه تائید نه تکذیب و نه ممانعت و مقابله ای بوده است و مقاله ای هم دارم تحت عنوان خودکشتن همیشه محکوم نیست! 
در طول رواندرمانی هایم نیز چندین موارد خودکشی داشته ام که رفتارم در برابر آنها ممانعت و جلوگیری از اقدام آنها نبوده است چه برسد به موارد سکس های آنرمال همراه با خشونت و ....
مطالعه داستان واقعی خودارضائی با سیب زمینی که از جمله موارد ارضای جنسی غیرنرمال می باشد، قطعا برایت جالب خواهد بود.

اینکه چرا تو چنین گرایش و آرزوئی داری و از سکس های معمول کمتر لذت می بری قابل سرزنش نیست که انسانها همانگونه که در ظاهر متفاوتند، در شیوه های زندگی شان در سکس و نوع روابط جنسی شان نیز می توانند متفاوت باشند و همانطور که ما موارد نادر در تمام زمینه های زندگی داریم در روابط جنسی نیز همین امر صدق می کند.
 پس نباید تو از بیان و ابراز احساسات و خواسته هایت ترس و واهمه و شرم داشته باشی مصاحبه با شیوا ترانس دوجنسی نیز مصداق دیگری بر همین موارد نادر هست.
 اگر همه ما فضای گفتگو و زمینه های ابراز احساسات و نیازها را به خوبی فراهم کنیم خواهیم دید که این موارد نادر در واقع در زمره شماره های تاریک و آمارهای مخفی اند نه در اقلیت محض!
اگر تو این نیاز و خواسته ات را که اینجا مطرح کردی در جمع دوستان و آشنایانت بیان کنی مطمئنا از طرف آنها هم خیلی مسائل جدید و تازه ای را خواهی شنید. همانطوری که در این مدت مشاوره های جمعی و رواندرمانی گروهی موارد دیگری هم مانند تو داشته ایم که عجیب تر از مورد تو برای من یکی بودند. 
در واقع این بر دوش کشیدن بارهای مذهب و اخلاقی بودن ها و ارزش گذاری هاست که مانع از خود بودن همه ما انسانها در کنار همدیگر شده است در حالی که امثال تو تا جائی که به خود و دیگری آزاری نرسانده است و این آزارها و خشونت های بدنی هم در حدی نباشند که انسان را از زندگی بانشاط اش مانع شوند، اشکالی ندارند.
اگر شما وارد یک سالن تمرین کونگ فو بشوید و تمرینات و آزارهائی که آنها برای قوی شدن بدنشان انجام میدهند را ببینید، قطعا به این نتیجه خواهید رسید که کتک خوردن امثال تو از زنان و پا روی صورت گذاشتن ها و… کاهی در برابر کوهی هستند. 
پس این رفتارها هم از نظر آزار بدنی زیاد نمی توانند مورد انتقاد قرار بگیرند.
سخن کوتاه می کنم حسین!
 تو در مرحله اول باید خودت را همانطور که هستی به همه معرفی کنی به مادرت به پدرت به خانواده و نزدیکان و آشنایان و دوستان... و کم کم این دایره آشنائی و معرفی را گسترش دهی. 
در این راستا تو حتما با کسانی مثل خودت  آشنا خواهی شد و افرادی که ترا دوست داشته باشند بتدریج حاضر خواهند شد خواسته های جنسی ترا در حدی که برایشان میسر و لذت بخش باشد برآورده کنند. پس مطمئن باش تو این آرزو را به گور نخواهی برد.
در این سیر احتمالا خیلی ها به تو خواهند گفت تو بیمار روانی هستی که این خواسته ها را داری و باید درمان بشی!!!
 تو هم می توانی پیشاپیش این جواب را برای آنها داشته باشی که همه ما به نوعی مشکل روحی روانی داریم و نیازمند درمانیم ولی کافیست ما با پذیرش خوب و یاری همدیگر تسریع کننده رواندرمانی اجتماعی مان شویم نه سرکوب کننده هم. 
پرواضح که تمامی خواسته های ما ریشه در گذشته و تربیت و هر آنچه بر ما گذشته است نیز دارد و بازنگری به آنها قطعا بی تاثیر در سلامت روانی فعلی ما نخواهد بود.

از مشاوره های زیبا ناوک

0 دیدگاه:

Post a Comment

رهنمودهای زیبا ناوک

تماس با زیبا ناوک

zibanawak1@gmail.com 00491795737383

فیسبوک

آمار بازدیدکننده ها