Saturday, January 31, 2015
رکسانا از ایران 
سلام زیبا جان! چند روزی هست که بعد از آشنا شدن با شما دارم با خودم کلنجار می روم که این حرفهایم را بگویم یا نه.همه اش کارم شده گریه و گریه و…
من دختری هستم که تمایلات همجنس خواهانه دارم اما نمی دانم باید چه کنم و فقط کارم شده خودارضایی. تصاویر و فیلم ها بهم آرامش نمیده چون روح نداره چون در آدمهایش محبتی نمیبینم.دیگه دارم دق می کنم.و این حرفها را نمی توانم به کسی بگویم .در جست و جوهایم به شما برخوردم که ذهن بازی دارید و بسیار با محبتید و مشاروه های خوبی هم می دهید.نمی دانم با چه زبانی از شما خواهشی بکنم امیدوارم مرا درک کنید و از دستم ناراحت و دلگیر نشوی.می خواستم احساس کنم که با شما رابطه دارم چون رابطه با شما را دارای روح و محبت می بینم.می خواستم از شما خواهش کنم یک فیلم از خودتان برایم بفرستید که در آن شما به قصد رابطه با من برهنه می شوید تا من احساس کنم این من هستم که شما رو برهنه می کنم الان بزرگترین آرزوم رابطه ای حداقل با این صورت با شماست .واقعا نمیدونید گفتن این خواهش چقدر سخته اما شرایط طوریه که من فکر می کنم که فقط می تونم این خواهش رو از شما داشته باشم.ببخش منو.
مستانه از تهران 
زیبا جون من دوست پسری دارم که او هم قبلا با دختری که باکره بوده دوست بوده و هر دوشان اولین رابطه جنسی شان را با هم داشتند و بکارت اون دختر را دوست پسر من برمیداره. درست همین اتقاق برای من هم در اولین رابطه ام با پسر دیگری افتاد.
الان هم من هیچ مشکلی با این دوستم ندارم چون هر دومان همین حق را برای همدیگر یکسان قائل هستیم ولی مساله اینه که تا الان خانواده ام در جریان این موضوع قرار نگرفتند و من می ترسم از اینکه یک روز آنها این موضوع را بفهمند.
همین ترس خیلی من را اذیت می کنه خانواده من هم مذهبی هستند و اصرار دارند که من ازدواج کنم. من دوست پسرم را دوست دارم ولی هنوز برای ازدواج زیاد راضی نیستم از طرفی برای ارتباط جنسی هم با هم موقعیت های خوبی نداریم و الان بیشتر سکس تلفنی و سایبر سکس داریم. میخواستم نظرتان را در باره شرایط زندگی ام بدونم.
دنیا هستم دختری 27 ساله از تهران مجرد و دانشجو 
زیبای عزیزم من تازه با وبلاگ و دیدگاه هات آشنا شدم و خیلی از دیدن نظراتت خوشحال شدم.ا ول از همه چون با فیلترشکن میتونم وارد وبلاگتون بشم متاسفانه سرعت نتم پایینه و نتونستم که کتابها و مقالات شما رو دانلود کنم اگه لطف بفرمایید خیلی خیلی خوشحال میشم که اونا رو از شما دریافت کنم و برام میل بفرمایید.
خواهش دوم من در مورد گرایش خاصی هستش که به مردان میانسال دارم البته نه هر مردی فقط اونایی که دارای جذبه جنسی هستن برام جذابن و چند ساله هم میشه که یه مرد میانسال 50 ساله رو دوست دارم ایشون هم همینطور منو دوست داره ولی به جز بوسیدن هم هیچ وقت کاری انجام ندادیم مرد خیلی جذابیه.
در پاسخ شما به سوال امیر رضا شما نوشتید که کلیپی دارید تحت عنوان زیبا چرا به پیرمردها گرایش داری که من تمام وبلاگ شما رو زیر و رو کردم ولی متاشفانه پیداش نکردم واقعا دوست دارم که این کلیپو ببینم ازتون خواهش میکنم که برام میل بفرمایید.اگر هم نظری در مورد من اینکه چرا به مردان میانسال علاقه دارم لطفا حتما بنویسید. یه دنیا ممنون زیباجان منتظر جوابتون هستم بی صبرانه
سوال فرزاد از تهران   در باره سکس تلفنی و سایبر سکس Cybersex
زیبا ناوک! نظر شما در باره سکس تلفنی و سایبر سکس چیست و آیا می تواند این روشهای سکسی پاسخگوی نیازهای جنسی انسانها باشند؟ علت شیوع این امر را در جامعه ما بویژه تمایل خانمها را به آن در چه می بینید؟

کلمه "ببخشید" را طوطی وار تکرار نکنید!

در نگاهی به گفتارهای روزانه رایج می بینیم که چقدر کلمه ببخشید بی معنا و طوطی وار مرتب تکرار می شود. ببخشید! پشت من به شماست، ببخشید! پام را دراز کردم، ببخشید! غذا اگر خوشمزه نبود، ببخشید! مزاحم شدم، ببخشید! آقا شیر دارید؟ ببخشید! خانم شما چند ساله تونه؟ و ببخشید! ببخشید! ببخشید! های مکرر بی محتوا...
برای محک واقعی بودن این کلمات کافی است که یک بار بگوئید نه من نمی بخشم!
آنجا شما با واکنش فرد متوجه خواهید شد که آیا جمله او یک حرف توخالی بوده یا واقعی! چرا که بخشش آنجائی معنا پیدا می کند که شما خطا یا گناهی مرتکب شده باشید و خواهان جبران و رفع ضررهای وارده باشید.
نمونه آن موردی از برخورد من به مردی بود که گفت ببخشید من پام را دراز کردم وقتی گفتم: نه آقا من نمی بخشم ... او با حالت عصبی جواب داد: می خوای ببخش، می خوای نبخش! با همین برخوردها براحتی می توان لقلقه زبان شدن این کلمات را در جایگاه های غیرواقعی ملاحظه کرد.
استفاده کلمات بی محتوا و بادکنکی به مرور بار ارزش کلمات واقعی شما را نیز کم خواهند کرد و شما بی آنکه متوجه شوید به یک انسان پرگوی کم ارزش بدل خواهید شد که نهایتا در ارتباط طبیعی زنده و واقعی با اطرافیان تان مشکل پیدا خواهید کرد.
این را نیز به یاد داشته باشید که با تکرار زیاد کلمه ببخشید شما هرگز نخواهید توانست خود را شخص متواضعی نشان دهید چرا که تواضع واقعی تنها خود را با رفتارها و عملکردها به اثبات می رساند نه با کلمات.
3.2.2014
از رهنمودهای زیبا ناوک
چه بسیارند افرادی که با تمسخر و ریشخند گرفتن دیگران می خندند و تنها با فوکوس روی نیاز لحظه ای و این خنده های هیستریک، اعتنائی به درد و رنج و ناراحتی دیگران نمی کنند. ترساندن ها، شوخی های آزاردهنده بدنی، انواع گول زدن ها،.... که با نگاهی کوتاه به رفتارهای روزمره اطرافیان مان می توانیم موارد زیادی را در اشکال مختلف آن بویژه در کشورهای جهان سوم شاهد باشیم.
کافی است تنها با توجه به این نکته تفاوت ها را متوجه شویم که آیا با هم می خندیم یا به هم!
4.3.2014



از رهنمودهای زیبا ناوک
افـرادی که در حـضور دیـگران ایـما و اشـاره می کنند یا چشـمک می زنند که شخص سوم متوجه نشود، این افراد ناتوان از حضور اجتماعی سالم اند و ضعف بزرگی در همزیستی بانشاط و عادلانه با دیگران دارند.
همه حاضران در یک جمع حق برابر در شنیدن حرفها دارند و چنانچه شما صحبتی دارید که دوست ندارید شخص سومی بشنود براحتی احساس و نظر خود را ابراز کنید. این حق شماست که حرفی را به کسی بزنید یا نزنید و ابراز این امر، بسیار قابل پذیرش تر از از ایما و اشاره و چشمک زدن در حضور شخص سوم خواهد بود، بدون آن که او متوجـه باشـد که به نـوعی شــما با این رفــتارتان او را تحقـیر می کنید.
همواره در نظر بگیرید که آیا شما در جایگاه همان شخص سوم دوست دارید که کسی در حضورتان با ایما و اشاره و چشمک با دیگری حرف بزند و در لحظاتی که متوجه نیستید ادا و اطوارهای تحقیرآمیز نسبت به شما داشته باشد. پس هر آنچه بر خود نمی پسندید بر دیگری هم نپسندید.
15.3.2014
Thursday, January 29, 2015
با جوابهای شما به این سوالات می توان تا اندازه ای به ابعادی از شخصیت شما پی برد. بصیرت به خود مهمترین گام در پیشبرد خود در سیر تکاملی و بهره بری بیشتر از زندگی است.
 از از همان اوان نوجوانی و جوانی متنفر بودم از کلماتی مانند تور زدن و به چنگ آوردن مردها و...... و وقتی می دیدم زنی با همسرش برای ارتباطکی دعوائی راه می اندازد یا با او برخورد تهاجمی کرده و.... که همه نشانه هائی از حسادت بودند از زن بودن خودم شرم می کردم و هر جائی که حتی کوچکترین نشانه ای از این حس حسادت در من سر برون می زد بشدت و قهرآمیز آن را در وجودم خفه می کردم.
بطوری که تمام مردانی که در زندگی ام بودند این نیاز تکیه کلام شان گشته بود:
« آخ! سیبا، زینب، زیبا! حسرت حس حسادت از طرف خودت نسبت به ما را بر دلمان گذاردی!»
نمی فهمیدم! نه! نمی فهمیدم!
وغرَه بر خودم بودم با افتخار که من شاید تنها زنی هستم که می توانم ادعائی واقعی با اثبات آن در تمامی زندگی ام داشته باشم که حسادت ندارم! آری، من حسادت ندارم!.....
داستان شیلان را بخوانید، زینب را ببینید! از مردان من بپرسید و.......
و حتی از علی که
به گزارش رادیو پژواک به نقل از یک روزنامه سوئدی ، دو دختر لزبین ایرانی در روز ۳۱ جولای در استکهلم توسط یک عاقد مسلمان، محمد زاهد، عقد اسلامی خود را جاری خواهند کرد.
بدیهی ست این خبر که یک شیخ مذهبی که خود نیز همجنسگراست با اقدام به عقد همجنسگرایان شکافی را در جهان عقب گرا ی مسلمانان فناتیک ایجاد میکند، امری مثبت است، از سوی دیگر به هر رو روابط همجنسگرایانه را نیز در مدل محرمیت، و چهارچوب های قرار داد ازدواج بین دگرجنس گرایان کرده و مدل زندگی مردسالارانه غالب را بر آنها تحمیل میکند. 
تصمیم این دو زن ایرانی برای ازدواج علنی و انجام عقد اسلامی بی شک تصمیمی ست شجاعانه که می تواند به شکستن تابوهای موجود، به ویژه در اذهان بخش معتقد و مذهبی جامعه ایرانی مدد رساند. امیدواریم جامعه همجنسگرا بتواند مدل های زندگی خود را ایجاد کرده و از پیروی از مدل های موجود که آزمایش خود را نیز در ناکار آمدی پس داده اند، پرهیز کند
Wednesday, January 28, 2015
یک فرد ناشناس با هدف افزایش آگاهی‌رسانی نسبت به گسترش مصرف‌گرایی در بین مردم، در پنج سال گذشته با سفر به کشورهای مختلف، اقدام به گرفتن عکس‌های برهنه در حالت روی دو دست در مکان‌های دیدنی جهان کرده است.
این “بالانس‌زن برهنه”، عکس‌های بدون لباسش را در ۱۷ کشور مختلف جهان از جمله چین، سوئد، تایلند، هلند، ترکیه، نروژ، آمریکا و استرالیا، در وبلاگش منتشر کرده است.
او در یکی از عکس‌ها بر روی دیوار چین پشت به دوربین در حالت بالانس دیده می‌شود و عکس‌های دیگرش نیز او را در همین حالت در مکان‌های دیدنی در نیویورک، کمبریج، استانبول و آمستردام نشان می‌دهد.
این مرد در خصوص این اقدام خود در وبلاگش نوشته است: «کوتاه‌تر شدن عامدانه عمر محصولات به این دلیل است که مصرف‌کنندگان را وادار به خرید و یا به روز کردن دائمی وسایل‌شان بکند.» االبته این اقدام برای وی بدون دردسر هم نبوده و او یک بار در آمستردام توسط پلیس هلند متوقف شده است. او نوشته: «آن‌ها بعد از این‌که از من قول گرفتند که دیگر دور و برشان به صورت برهنه ظاهر نشوم، آزادم کردند.

چند روز پیش اصغر منتظری برایم پیام فرستاد که زیبا می خواهم از تو خواهش کنم که این عکس نیمه لخت در پروفایل فیسبوکت را عوض کنی!

پرسیدم: خب اگر این درخواستت را بپذیرم، تو در مقابل چه کار برای من می کنی؟

گفت: هر درخواستی داری بگو تا برآورده اش کنم!

گفتم: درخواستم اینست که تو در عوض عکس نیمه برهنه ات را در پروفایل فیسبوکت بگذاری
اریکا سیمون Erica Simone عکاس نیویورکی تصمیم گرفت تا یک روز تمام لخت در شهر بگردد و به کمک تیم خود عکس هایی از خودش در میان جامعه بگیرد.
او به اعتقاد خودش هنرمندی است که می خواهد همه چیز را به چالش بکشد. او می گوید رغبت و شهامتِ ساختن پروژه عکاسی « لخت در نیویورک» را در ذهن خود پروراند چون می خواست از افکار و سئوالاتی که مدتهاست درگیر آنها بود خلاصی یابد.
او می دانست که صنعت مد و لباس، بشر را کاملا اسیر و عبید خود ساخته است و شاهد آن بود که چقدر مردم به تصویری که از خود با لباس می سازند بها می دهند.
او در ضمن کنجکاو بود بداند چرا لخت بودن که امری طبیعی است، غیرعادی و بعد غیر قانونی اعلام شده است.

هزاران تراجنسيتی (ترنس جندر) در بنگلادش، برای نخستين بار از زمان به رسیمت شناخته شدن قانونی آنها در جامعه، طی
یک فستیوال در خیابان‌ها به رقص و پایکوبی پرداختند. زنان تراجنسيتی در خیابان های شلوغ داکا مردم را با رقص و آوازشان به خود جلب کرده بودند. گفتنی است سال پيش تراجنسيتی ها در بنگلادش به عنوان جنس سوم به رسمیت شناخته شدند
ديلی ميل

یک زوج لزبین که در آغاز دهه‌ی نود سالگی زندگی‌شان به سر می‌برند، پس از ۷۲ سال با هم بودن، به عقد یکدیگر درآمدند.
به گزارش “تقاطع” و به نقل از “دیلی-میل”، روز شنبه (۶سپتامبر-۱۵ شهریور)، “ویوین بویاک” و “آلیس نانی دوبز”، مراسم ازدواج خود را در کلیسای “فرست کریستین” شهر داونپورت در ایالت “آیوا”ی امریکا برگزار کردند.
خانم بویاک ۹۱ ساله و خانم دوبز ۹۰ ساله، در طول مراسم بر روی ویلچرهای‌شان در کنار یکدیگر نشسته بودند. کشیش “لیندا هانسکر” خطاب به گروه کوچکی از دوستان نزدیک و اعضای خانواده‌ی این زوج که در مراسم شرکت کرده بودند گفت: «این یک جشن برای چیزی است که می‌بایست خیلی وقت پیش اتفاق می‌افتاد.»
گزینگ قاضی در این کلیپ از معضل روحی روانی خود در برابر زیبا ناوک صحبت می کند که همیشه در برابر او اعتماد به نفس اش پائین هست و حتی حرفهای ساده خودش را به او نمی تواند بیان کند و .....و از خود زیبا ناوک راه حل می خواهد 14.11.2014

Tuesday, January 27, 2015
پراتیک از  هند سال 2013 چند ساعتی مهمان زیبا ناوک بود. او بعد از ساعتی صحبت با زیبا، آن چنان احساس راحتی و رهائی می کند که یک دفعه خواهان بر کندن لباس هایش و برهنه شدن در حضور زیبا می شود. پراتیک می گفت در کشور آنها راهبانی هستند که سالانه در یک مراسم مذهبی برهنه برهنه به دیدار خداوند می روند. Three months ago, a Nepali man named Prateek was staying with Ziba. They talked for about an hour. After being in ziba's presence he felt so free that he took off all of his clothes (some Nepali people adhere to an annual tradition of getting naked to be with god)
آیا می دانید در دنیای مجازی اینترنتی سایت هائی درست شده اند که از طریق آنها مردم جهان امکانات مختلف خود را رایگان در اختیار همدیگر قرار می دهند و دنیای عینی و واقعی خود را زیباتر و پرنشاط تر می سازند؟
از جمله بزرگترین و مهم ترین این سایت ها " CouchSurfing" است.
"CouchSurfing" یک شبکه اینترنتی بین المللی در جهان است که مسافران را از سراسر کشورهای مختلف به هم وصل می کند تا آنها همدیگر را صمیمانه و دوستانه بدون چشـمداشت مالی بـپذیرند. این سـایت ها برای بازارهای کاری و مـعاملاتی ایجاد نشده اند و هدف آنها بر محور ایجاد جهانی بهتر به کمک توده های مردمی می باشد.

مژده از ایران   دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی

سلام زیبا خانوم من ایمیل شما رو از توی چندتا کتاب متعلق به شما پیدا کردم و بعد از کلی جستجو متوجه شدم میشه با شما مشورت کرد و مشاوره گرفت. راستش من دختری 20 ساله ام که در خانواده ای به شدت مذهبی و متقید بزرگ شدم. رشته دانشگاهیم هم یه رشته کاملاً مذهبیه اما راستش ... واقعیت اینه که به شدت به دیدن عکسهای سکسی در اینترنت عادت کردم و با دیدن این عکسها خودمو ارضا می کنم. خیلی هم می ترسم. اگه یه زمانی کسی بفهمه بیچاره میشم. مطمئنم منو می کشند. نمی دونم با این دوگانگی شخصیتی که پیدا کردم چه کنم. در طول روز مذهبی و شب ها در اتاق و تنهایی خودم علاقه مند به سکس تا حالا هم نه دوست پسری داشتم و نه امکانش بوده. به شدت در خانواده تحت مراقبتم و حتی رفت و برگشتم به دانشگاه نیز همراه پدرمه. آخه اون هم در دانشگاه کار می کنه خلاصه زیبا خانوم من باید چیکار کنم؟ تا کی این جریان ادامه پیدا می کنه؟ حتی دیگه حوصله درس خوندن هم ندارم.


حسین از کاشان   دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی

سلام زیبا جان 38 سالمه و یک ساله که از همسرم جدا شدم و همسرم هم به جای مهریه، بچه ها از من گرفته که من هم دوبار در ماه آنها را می بینم. وضعیت مالی ام بد نیست. مدیر یک شرکتی در آبیاران کاشان هستم. خیلی حشری ام و تمایل به سکس دارم بطوری که بعد از جدائی ام مرتب خودارضائی می کنم. یک بار با دوستم و زنش سکس سه نفری داشتیم خیلی حال کردم برای همین دوست دارم که همسر آینده ام موافق سکس ضربدری و گروهی باشد. سن بالا و چاق هم که عالیه ولی حتما مثل خودم حشری باشد و حاضر هم باشه که با یک مرد بی غیرت ازدواج کنه! زیباجان در مورد این مسائل نمیشه براحتی با کسی حرف زد ولی دیگه خسته شدم و از شما راهنمائی می خواهم.
اگر دوست دارید به حریم خلوت من "خوش آمدید!"
اولین روز تنهائی من و آرمان بعد از مسافرت گزینگ و بچه ها به مهاباد بود و همه از نزدیکان و دوستان و آشنایان متعجب از این واقعه مهم!!! تنها ماندن یک زن مجرد با مرد زن داری بودند،
Monday, January 26, 2015
بئاته اوزه قهرمان پرتاب نیزه و خلبان هواپیمای آکروباتیک بود، در جنگ اسیر شد، بر بیماری سرطان معده غلبه کرد، به دریافت مدال افتخار آلمان نائل شد و ...
Sunday, January 25, 2015
برنامه صبحگاهی شبکه تلويزيونی 7 استراليا هر هفته خبرهايی از دنیای مد و زيبايی دارد. کارشناسان ميهمان اين بخش از برنامه روزنامه‌نگارانی هستند که نوشته‌های‌شان اثر تعيين کننده‌ای بر ذائقه خريداران دارد و در نتيجه علاقمندان بسياری را به ديدن برنامه صبحگاهی می‌کشاند. از میان اين روزنامه‌نگاران مد و زيبايی، معروف‌ترين‌شان آماندا گاف (Amanda Goff) دبير بخش زيبایی در مجله Prevention است که اکنون همه رسانه‌های صوتی و تصويری و نوشتاری استراليا درباره او حرف می‌زنند. آماندا که اکنون به نام روزنامه‌نگار سابق از او ياد می‌شود بعنوان روسپی با شبکه 7 گفتگو کرده است.
جیل لاو”، بازیگر، مدل و فیلم‌ساز اسپانیایی، روز سه‌شنبه (۳۰ سپتامبر-۸ مهر)، در اعتراض به برگزاری مراسم سنتی گاوبازی در این کشور، با بدنی آغشته به رنگ قرمز در مرکز شهر مادرید برهنه شد. اعتراض این فعال مدنی، به ویژه به برگزاری فستیوال گاوبازی “تورو دِ لا وگا” در “توردسیاس” بود که در گفتگو با خبرنگاران حاضر در محل، آن را “ظالمانه”، “وحشیانه”، و “غیرانسانی” توصیف کرد.
او گفت: «ما در سال ۲۰۱۴ هستیم و اسپانیا نمی‌تواند با این نوع سنت‌ها که بیشتر به سال‌های سیاه و کهنه تعلق دارد، خود را کشوری مدرن قلم‌داد کند.»
خانم “لاو”، پیش از این نیز اعتراض‌هایی شبیه به این در رابطه با موضوعاتی هم‌چون “سقط جنین”، “مسائل مرزی میان اسپانیا و مراکش”، و هم‌چنین قانون محدودیت تظاهرات در اسپانیا برگزار کرده بود.
سه زن از اعضای گروه فمن در مقابل سفارت ایران در برلین تجمعی برهنه در اعتراض به اعدام ریحانه جباری برگزار کردند.
به نوشته سايت "دويچه وله " تعدادی از زنان گروه "فمن" آلمان، در اعتراض به اعدام ریحانه جباری مقابل سفارت ایران در برلین بعد از ظهر دوشنبه ۵ آبان ۹۳ تجمع کردند. آن‌ها در مخالفت با اعدام ریحانه جباری روی بدن خود شعارهایی نوشته بودند. این اعتراض با دخالت پلیس پایان یافت.



از رهنمودهای زیبا ناوک
کسی که رازی را به شما باز می گوید و از شما نیز می خواهد که آن را به کسی بازگو نکنید، در واقع به دنبال کسی است که بار حمل این راز را عهده دار شود و با انداختن مسئولیت آن به دوش دیگری، خود او راحت تر و سبکبال تر شود در حالی که اگر قرار براین بود که آن راز به هیچ کسی باز گفته نشود خود آن فرد، آن را بیان نمی کرد. نکته ای که کمتر کسی در وهله اول به آن توجه می کند. پس آن گاه شنوای رازهای دیگران شوید که هیچ بار یا مسئولیتی را بر دوش شما نیندازند و شما تصمیم گیرنده بر آن رازها باشید!
در حقیقت در این جهان هیچ رازی پوشیده نمی ماند و قانونمندی طبیعت و تاریخ بر آشکاری آنست دیر یا زود! و صحه بر جهالت است پوشیده نگه داشتن ها و رازداری ها!
21.4.2014
Saturday, January 24, 2015

صبح زود صدای قرآن از اتاق من پخش می شد، من شروع به ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر خواهرانم بویژه خواهر کوچکم نازیلا کرده بودم.

نمی توانستم برخوردهای باز و راحت و آرایش و لباس پوشیدن و رفتارهای اجتماعی او را تحمل کنم. وقتی او با شورت در خانه راه می رفت یا نوار بهداشتی اش را براحتی در دست می گرفت، زجر می کشیدم یا صدای موزیک بلندش تمام خانه را پر می کرد. یا مادرم وقتی به جمهوری اسلامی، خامنه ای و حتی امام بد و بیراه می گفت شروع به نصیحت او می کردم یا از اتاق خارج می شدم.
یک بار در مینی بوس وقتی راننده صدای ضبط صوتش را با آهنگهای معمول ایرانی بلند می کند با عصبانیت و غضب از جای برمی خیزم و در حضور همه مسافران راننده را به قـول معـروف نـهی از منکر می کـنم که فوری ضبط اش را خـاموش کند یا
آن که بی درنگ مینی بوس را نگه دارد که من پیاده شوم.
راننده با دیدن ظاهر و حالت من عقب نشینی کرده و ضبطش را خاموش می کند و من فاتحانه این کار شگرف!!! خود را در خانه به دیگران تعریف می کنم.
این تعارضات اعتقادی گاها باعث بحث و جدل بین خانواده ما می شدند. مادرم با حرص و ناراحتی می گفت: « پیش زینب حرف نزنید، او هم مثل کمیته ای ها شده و کارش همه اش ارشاد و راهنمائی شده که حتی به زور می خواهد مردم را به راه راست بکشاند.»
رهنمودهای زیبا ناوک
چه بسا افرادی هستند که حتی در توالت از اینکه دیگران صدای گوزیدن و ریدن شان را بشنوند خجالت می کشند و در هنگام این عمل کاملا طبیعی بدن، آنچنان واهمه و هراسی وجودشان را فرا می گیرد که برای جلوگیری از پیشامد چنین واقعه ای به خود شدیدا فشار می آورند که همین امر نه تنها باعث نارسائی های جسمی بویژه در سیستم گوارشی آنها شده بلکه موجب نارسائی های روحی و روانی آنها نیز می شود.
براستی ریشه چنین ناهنجاری های رفتاری از کجاست و آیا سرکوب نیازهای طبیعی نشانه ادب و احترام و راحتی انسان برعکس نشانه بی ادبی و بی احترامی اوست؟
حقیقتا کلاه خود را قاضی کنید و ببینید آیا انسانی که نمی گوزد و نمی ریند صحیح و سالم است؟ و آیا اساسا تصور چنین انسان حتی عالم و پیامبری در ذهن ممکن است؟
خودتان جواب بدهید! بعد اگر حق با من نبود سعی کنید دیگر نه بگوزید نه برینید!

28.08.2014
Friday, January 23, 2015
نتایج یک پژوهش دانشگاهی در لندن نشان داده است که شرمسار کردن افراد از اضافه وزنی که دارند، نه تنها ممکن است تاثیری در کم شدن وزن آنها نداشته باشد، بلکه می‌تواند باعث اضافه وزن بیشترشان شود.
پژوهشگران در یوسی‌ال، بزرگ‌ترین کالج دانشگاه لندن، این مطالعه را در طول چهار سال انجام داده‌اند و حدود سه هزار فرد بالغ با وزن‌های مختلف (در بازه وزن طبیعی تا اضافه وزن) در آن مشارکت داشتند.
در این پژوهش، افرادی که می‌گفتند به دلیل اضافه وزن خود
پاپ فرانسیس، پاپ کلیسای کاتولیک روم ، در خطبه ای که در آن تعجب همگان را بر انگیخت اعلام کرد کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؛ زیرا این مساله با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا داستانی بیش نیستند.
پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد:
ما با تفکر و دعا ، فهم جدیدی از برخی از عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این مساله ، عشق الهی را زیر سوال خواهد برد، همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، جهنم تنها کنایه ای از روح تنها است .
داستان آدم و حوا تنها یک اسطوره است.
پاپ فرانسوا با بیان این که

دختری جوان از شمال ایران   دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی


سلام زیبا جان. دختری بیست و دو ساله هستم از یکی از شهرستانهای شمال ایران. مدتی هست که عاشق یکی از هنرمندان شدم البته یقینا احساس زودگذر که هر کسی ممکنه عاشق هنرمندی بشه نیست و خودم یکی از مخالفانش هستم. 
طرف مقابل من یک نویسنده است و شاید اگر بشنوه کیه اصلا نشناسدش و معروف نباشه و از نظر مادی و چهره ی ظاهری به گونه ای نباشه که بگم چون این این امکانات رو داره عاشقش شده. نه. من این مرد رو که حدود بیست سال هم از خودم بزرگتره عاشقانه دوست دارم طوری که حتی اگر همین شغل فعلی خودش در همین سطح فعلی خودش رو هم از دست بده و بخواد از تهران به یک روستا بره و در بدترین امکانات هم زندگی کنه باز هم دوستش دارم. 
شخصیتش رو متنهاش رو رفتارها و دیدگاهش رو دوست دارم. و علاوه بر همه ی اینها احساسی هم در من نسبت بهش وجود داره که نمی تونم نادیده بگیرمش. 
من از طریق سایتش شماره تماسش رو پیدا کردم.
برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، 350 فرانک سوییس می‌گیرم.
یک ساعت در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره‌ی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را كنار بگذاریم، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه‌ی جنسی. 
یازده دقیقه ......!!! دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد .
به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز 24 ساعته (با این فرض که همه‌ی زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه‌ی بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که
شاید 5-4 سال پیش بود. بعد از مرگ مادر ینس €17000 به او ارث رسیده بود. به دلایلی نه چندان صادقانه او €10000 از آن پول را در خانه خود پشت کابینت آشپزخانه قائم کرده بود و من هم از این موضوع باخبر بودم.
حال چه مسائلی این پول در پی خود ببار آورد بماند ولی آنچه برایم قابل تعمق و درنگ بود زاویه ای از نهاد من بود که خود را در این رابطه نشان داد.
در آن زمانها بیماری دیابت ینس نیز خود را به مرحله تزریق انسولین و کنترل دقیق بیماری رسانده بود بطوری که حتی یکی از انگشت های پای راستش را از دست می دهد.


ص 21-23 از داستان زیبا و ناصر، بحث ناصر با زیبا در باره اعتیاد 

- اصلا کی گفته سیگار بده و ضرر داره یا حتی این هروئین و مواد مخدر دیگر و چرا ما باید اینها را ترک کنیم؟ بلاخره اگر این مواد مخدر و مست کننده مانند الکل کمبودی را در انسان برطرف نمی کردند کسی سراغشان نمی رفت.
کلا می تونی یک تعریفی از اعتیاد بدهی و اینکه چرا بده؟ تازه مگر خودت بارها نگفتی که این بد و خوب ها، خیر و شرها در کنه طبیعت بی معنایند و انواع ارزش گذاری ها را انسانها ایجاد کرده اند. آیا این هم خودش تناقضی نیست؟
- این درسته که در این جهان هیچ شیء و موجود منفی وجود ندارد و ما انسانها انواع ارزش گذاری ها را تعیین کرده ایم، اما این تنها جایگاه نامناسب و به هم خوردن نظم بین آنهاست که باعث ناهنجاری ها و اختلالات می شوند که نهایتا منجر به کاهش شور و نشاط و لذت زندگی ما می گردند. تنظیم جایگاهها و تناسب صحیح آنها با هم
چرچيل، ‌ارنست همينگوي، كرك داگلاس، ويرجينيا ولف، ناپلئون، ون گوگ، نیوتن، بتهون و شهرام ناظری هرکدام در زمان خود خبره ای بودند وهستند. یا به عبارتی نخبه ی سیاسی، ادبی، بازیگری، نویسندگی ، نقاشی و موسیقی محسوب می شوند. اما چه چیزباعث می شود که نام این افراد در کنار یکدیگر قرار بگیرد و اصولن چه وجه اشتراکی مابین این اسامی دیده می شود؟
این نقطه ی مشترک چیزی است که چرچیل به آن بیماری سگ سیاه می گوید و نیوتن را به خیال بافی های طولانی مدت وا می دارد که زمینه ساز همه ی نظریات علمی او شد، ارنست همینگوی را بارها و بارها عاشق می کند و شهرام ناظری را به چنین اجراهای پرشوری وا می دارد.
همگی در یک بیماری سهیم هستند که

علی از تهران   دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی

من دچار مرض جنسی هستم که خیلی آزارم میده و میدونم با کارم دیگران رو هم آزار میدم ولی دست خودم نیست نمیتونم ازش جدا بشم اون هم اینکه تو شلوغی دوست دارم به دیگران بچسبم واقعا عذاب وجدان دارم از اینکه دیگران رو اذیت میکنم خواهش می کنم یه راه حالی جلو پام بذارید تا از شر این عادت بد خلاص بشم
جواب زیبا ناوک: علی عزیز! نیاز به تماس بدنی از نیازهای کاملا طبیعی و نرمال ما انسانها می باشد بطوری که حتی زیباترین حالت برای نوزاد، ارتباط بدنی و تماس با بدن مادرست و بعد از آن با پدر و نزدیکان و ... و این نیاز انسان به عنوان یک موجود اجتماعی خود را در رفتارهائی مانند دست دادن، بوسیدن، در آغوش کشیدن و .... نشان می دهد. وقتی این نیاز و احساس در سنین مختلف رشد انسانی به خوبی برآورده نشود، کمبود آن در مراحل بعدی

در یک سال و چند ماهی که در سال 2009-2008 در ایران بودم از بابت تعارفات مردم از جمله "قابلی نداره" حدود 500 هزار تومان به نفع من شد. هر کسی در هر جائی به من می گفت "قابلی نداره، بفرمائید!" با توجه به شناختی که از این فرهنگ داشتم به آن شخص فرصت مجدد برای تصمیم گیری در باره صحبت و پیشنهادش می دادم که آیا هنوز روی نظرش هست یا نه؟ و اگر آری چه بهتر از این بود برای من! و اکثرا که عدم صراحت در گفتار و رفتار داشتند، بعد از دادن این شانس به آنها، باز با رودرواسی می گفتند "باشه! بفرمائید! قابل شما را ندارد" و من این بار دیگر راحت مبلغ مورد نظرشان را نمی پرداختم و می رفتم. از رستوران ها گرفته تا فروشگاه ها، تاکسی ها، مغازه های مختلف از سبزی فروشی، خواربار فروشی... آژانس های مسافرتی، مطب دندانپزشکی، کیوسک های شارژ تلفن.... خلاصه


تعداد قفل و کلیدهایتان را کم کنید!

قفل و کلید ارتباط تنگاتنگی با بستگی و بند دارد و تعداد بیشتر این قفل ها و کلیدها نشانه هائی بارز از بستگی های روحی و روانی انسانها هستند. 
دیوارهای بلند، درهای آهنی با قفل های سنگین، خانه های با پنجره های کوچک، اتاق های بسته و قفل، کمدهای قفل دار، حیاط هائی با دیوارهای سنگی و حصارهای میله ای و ....
با نگاهی به فرهنگ زندگی و خانه و ساختمان سازی ها و .... کشورهای مختلف می توان براحتی به تفاوت های فرهنگی و میزان لذت و نشاط و آرامش روحی آنها پی برد. برای نمونه در کشـور سـوئد بسـیاری از افـراد حـتی در مـوقع بیـرون رفتن، درب خانه های خود را نمی بندند.
ضامن اصلی حفظ و امنیت دائمی شما نه در احتیاطات شما بلکه در قدرت درونی شماست!
در اعتراض به گرداندن متهمان با لباس زنانه در شهر مریوان که بسیاری آنرا به جای اینکه مجازاتی برای مردان متهم باشد، وسیله‌ای برای تحقیر زنان دانستند مردانی از نقاط مختلف جهان با تن کردن لباس زنانه این موضوع را یادآور شدند که زن بودن ابزار تحقیر و تمسخر نیست.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ سایت خبری عصرامروز نوشت: زیبا ناوک نویسنده ایرانی مقیم آلمان که با انتشار عکس‌های برهنه خود در چند ماه گذشته سر و صدای زیادی به راه انداخته، دارای شخصیتی بسیار متزلزل است به طوری که هر از چند گاهی حالات این شخصیت ناپایدار در حال تغییر است .

مریم از ایران  دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی

سلام خانوم ناوک من دختری 23 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از رشته های مهندسی در یکی از بهترین دانشگاه های ایران هستم مشکلی که من دارم ترس از صحبت کردن توی جمع هست و اینکه بودن تو جایی که همه نگاه ها به سمتِ من باشه عذابم میده از اونجایی که دانشجوی ارشدم، برای ارائه ها و سمینارها باید تو جمع بزرگی حرف بزنم و این برای من مثل یه کابوس میمونه حرف زدن توی جمع،لرزش صدا، قلبی که میخواد از سینه بیرون بزنه، تپق زدن، سرخی گونه ها، پاهایی که توان ایستادن ندارن همه اینا علائم من در وقت ارائه هامه. موندم چیکار کنم. اینم بگم که هیچ کس فکر نمیکنه من همچین مشکلی دارم، چون چهره و وجه ی یه دختر قوی و با اعتماد بنفس رو بین بقیه دارم. ممنون میشم کمکم کنی
بریتانی مینارد، دختر ۲۹ ساله ای که به نوعی لاعلاج از سرطان مغز دچار بود روز شنبه در ایالت اورگان آمریکا به زندگی خود پایان داد.
خبر مرگ خودخواسته خانم مینارد روز دوشنبه منتشر شد و بار دیگر بحث بر سر حق پایان دادن به زندگی برای مبتلایان به بیماری‌های لاعلاج را داغ کرد.
اعضای خانواده خانم مینارد از جمله همسر و مادرش در لحظه مرگ در کنارش بودند.

سخن مریم ملک لو با یاران وخویشانش در باره روز تولدش

کسی از من نپرسید که آیا اساساً میخواهم متولّد شوم یا نه، واگر میخواهم ،خُب حالا در کجای این جهان میخواهم به دنیا بیایم. تولّد من اصلاً به خواست و نظر من نبود. وقتی برای اولّین بار خودم را شناختم تازه متوجّه شدم که قبلاً متولّد‌ شده ام و دیگر کار از کار گذشته است. وقتی هم که زمان مرگ من برسد، مرگ در مورد تمایلم که آیا میخواهم همراه او بروم یا نه هیچ پرسش و پاسخی از من نخواهد کرد، او خودش میاید و مرا میبرد به رضایت و عدم رضایت من هم کاری ندارد.

رهنمودهای زیبا ناوک

تماس با زیبا ناوک

zibanawak1@gmail.com 00491795737383

فیسبوک

آمار بازدیدکننده ها