حسین از تهران دعوت به رواندرمانی و نظردهی جمعی
با سلام من حسین هستم 30 ساله از تهران و مجرد هستم زیبا خانم عزیز راستش مطالبتون رو تو سایتتون خوندم و تو فیسبوک هم مسیج داد اما ایمیل هم می فرستم تا حتما به من جواب بدید چون منم مشکل متاسفانه بزرگی دارم و راهنمایی هایی که به بقیه کرده بودید رو خوندم بی تعارف بگم راستش کارایی بالایی ندارند اما منم مشکلم رو می گم تا حداقل با نوشتنش و امید به اینکه که یه نفر هست که منو درک می کنه می نویسم تا عقده ی درونیم خالی شه من یه آرزوی جنسی دارم که هیچ وقت هم می دونم برآورده نمی شه من آرزو دارم برده ی چند تا خانم باشم تو یه خونه کارهای شخصی شون رو بکنم و اونا با من بدرفتاری کنند و کتکم بزنند و از کتک زدنم لذت ببرند و برای تحقیر در حالی که ایستاده هستند یکیشون پاش رو رو سرم بذاره و وادارم کنه پای اون یکی رو ببوسم و بلیسم و همه شون هم دفع ادرارشون رو تو دهان من انجام بدن و در حال انجام همه ی اینکارا بخندند این رویای منه که به هیچ کس نمی تونم بگم حتی پیش خانمهایی که سکس در ازای پول انجام می دن رفتم یه خورده توضیح دادم احساس کردم که کم کم می ترسن و ادامه ندادم و فقط سکس کردم به نظر شما برای خالی شدن این عقده ی درونی چه راهی پیش رومه؟ ممنونم از شما
با سلام من حسین هستم 30 ساله از تهران و مجرد هستم زیبا خانم عزیز راستش مطالبتون رو تو سایتتون خوندم و تو فیسبوک هم مسیج داد اما ایمیل هم می فرستم تا حتما به من جواب بدید چون منم مشکل متاسفانه بزرگی دارم و راهنمایی هایی که به بقیه کرده بودید رو خوندم بی تعارف بگم راستش کارایی بالایی ندارند اما منم مشکلم رو می گم تا حداقل با نوشتنش و امید به اینکه که یه نفر هست که منو درک می کنه می نویسم تا عقده ی درونیم خالی شه من یه آرزوی جنسی دارم که هیچ وقت هم می دونم برآورده نمی شه من آرزو دارم برده ی چند تا خانم باشم تو یه خونه کارهای شخصی شون رو بکنم و اونا با من بدرفتاری کنند و کتکم بزنند و از کتک زدنم لذت ببرند و برای تحقیر در حالی که ایستاده هستند یکیشون پاش رو رو سرم بذاره و وادارم کنه پای اون یکی رو ببوسم و بلیسم و همه شون هم دفع ادرارشون رو تو دهان من انجام بدن و در حال انجام همه ی اینکارا بخندند این رویای منه که به هیچ کس نمی تونم بگم حتی پیش خانمهایی که سکس در ازای پول انجام می دن رفتم یه خورده توضیح دادم احساس کردم که کم کم می ترسن و ادامه ندادم و فقط سکس کردم به نظر شما برای خالی شدن این عقده ی درونی چه راهی پیش رومه؟ ممنونم از شما
جواب زیبا ناوک:حسین عزیز من هم پاسخ سوالت را می دهم هر چند کارائی نداشته باشد چرا که انگیزه من هم در وهله اول بیان دیدگاه ها و نظراتم هست نه الزاما برای پذیرش دیگران و اما مساله تو، همانطور که بارها اشاره کرده ام، دنیای عشق و سکس حد و مرزی ندارد و هر کاری در آن مجازست چرا که آنها با اراده و میل خود این کارها را انجام می دهند و از آنها لذت می برند. سادیست ها و مازوخیست ها هم در این وادی آزادند و می توانند به نیازهای خود پاسخ بدهند هر چند در اروپا هم آزارهای بدنی و خودکشتن مجاز نیست و چنین افرادی نمی توانند با این عنوان که بدن مال من است و من تصمیم گیرنده برای آن، بدن خودشان را زخمی کرده یا جراحتی به آن وارد سازند و در اروپا با انگیزه ها و اقدامات خودکشتن افراد هم بشدت مقابله می شود.
من تا به امروز در برابر چنین مواردی مقابله نکرده ام و جواب من هم در برابر چنین اقداماتی، نه تائید نه تکذیب و نه مقابله بوده است و در کتاب "عادتی؟! عادتی؟!عادتی؟!" خودم نیز متنی دارم تحت عنوان "خودکشتن همیشه محکوم نیست!" و در طول رواندرمانی هایم نیز چندین موارد خودکشی نیز داشته ام که رفتارم در برابر آنها ممانعت و جلوگیری از این اقدامات آنها نبوده است. اینها را برای مقدمه گفتم که شاید کمی کمک کننده به بقیه متن من باشند. شاید در این رابطه بی جا هم نباشد که داستان واقعی "خودارضائی با سیب زمینی" را هم بخوانی که از جمله ارضای جنسی نامعلوم می باشد.
اینکه چرا تو چنین گرایش و آرزوئی داری و از سکس های معمول کمتر لذت می بری قابل سرزنش نیست که چرا که انسانها همانگونه که با هم در ظاهر متفاوتند، در شیوه های زندگی شان در سکس و نوع روابط جنسی شان نیز می توانند متفاوت باشند و همانطور که ما موارد نادر در تمام زمینه های زندگی داریم همین مساله می تواند در روابط جنسی نیز صدق کند پس نباید تو از بیان و ابراز احساسات و خواسته هایت ترس و واهمه و شرم داشته باشی "مصاحبه با شیوا ترانس دوجنسی" نیز مصداق دیگری بر همین موارد نادر هست و اگر همه ما فضای گفتگو و زمینه های ابراز احساسات و نیازها را به خوبی فراهم کنیم خواهیم دید که این موارد نادر در واقع در زمره شماره های تاریک و آمارهای مخفی اند نه در اقلیت محض!
اگر تو این نیاز و خواسته ات را که اینجا مطرح کردی در جمع دوستان و آشنایانت بیان کنی مطمئنا از طرف آنها هم خیلی مسائل جدید و تازه ای را خواهی شنید. همانطوری که در این مدت مشاوره های جمعی و رواندرمانی گروهی موارد دیگری هم مانند تو داشته ایم که "دوست دارم دستشويى كردن زنها را ببينم مخصوصا…." که عجیب تر از مورد تو برایم بود.
در واقع این بر دوش کشیدن بارهای مذهب و اخلاقی بودن ها و ارزش گذاری هاست که مانع از خود بودن همه ما انسانها در کنار همدیگر شده است در حالی که امثال تو تا جائی که به خود و دیگری آزاری نرسانده است و اگر آزارها و خشونت های بدنی هم در حدی باشند که انسان را از زندگی بانشاط اش مانع نشوند برای انجام آنها نیز مانعی وجود نیست.
اگر شما وارد یک سالن تمرین کونگ فو بشوید و تمرینات و آزارهائی که آنها برای قوی شدن بدنشان انجام می دهند را شاهد باشید قطعا به این نتیجه خواهید رسید که کتک خوردن امثال تو از زنان و پا روی صورت او گذاشتن ها و… کاهی در برابر کوهی هستند. پس این رفتارها هم از نظر آزار بدنی هم زیاد نمی توانند قابل انتقاد قرار بگیرند.
سخن کوتاه می کنم حسین که تو در مرحله اول باید خودت را همانطور که هستی به همه معرفی کنی به مادرت به پدرت به خانواده و نزدیکان و آشنایان و دوستان و کم کم این دایره آشنائی و معرفی را گسترش دهی. در این راستاست که تو حتما با کسانی مثل خودت آشنا خواهی شد و افرادی که ترا دوست داشته باشند بتدریج حاضر خواهند شد خواسته های جنسی ترا نیز در حدی که برایشان میسر و لذت بخش باشد برایت انجام دهند و تو این آرزو را به گور نخواهی برد.
البته مطمئنا خیلی ها به تو خواهند گفت که تو بیمار روانی هستی که این خواسته ها را داری و باید روان درمانی بشی تو هم می توانی پیشاپیش این جواب را برای آنها داشته باشی که همه ما نیاز به روان درمانی داریم و به نوعی مشکل روحی روانی داریم کافیست که همه ما با پذیرش خوب همدیگر یاری دهنده هم باشیم نه سرکوب کننده. هر چند پرواضح هست که تمامی خواسته های ما ریشه در گذشته و تربیت و هر آنچه بر ما گذشته است نیز دارد و بازنگری به آنها قطعا بی تاثیر در سلامت روانی فعلی ما نخواهد بود.
زیبا ناوک 21.12.2012
0 دیدگاه:
Post a Comment