Showing posts with label رواندرمانی های گروهی زیبا ناوک. Show all posts
Showing posts with label رواندرمانی های گروهی زیبا ناوک. Show all posts
Sunday, November 8, 2015
خانم ناوک، من مهرداد هستم از تهران! لطفا به این پرسش، پاسخ بفرمایید.
از دیدگاه شما اگر در سکس آزاد، زن شوهردار از دوست پسرش؛ مادری از فرزند یا خواهری از برادرش و…. بچه دار بشوند آنوقت خانواده چه شکلی پیدا میکند؟ آیا جامعه دچار بی اخلاقی …و پیدایش فرزندان روان پریش، آواره و بی عاطفه نخواهد شد؟

زیبا ناوک: اولا مهرداد! من اساسا با بچه دار شدن مخالفم و تا به امروز هم هیچ کس را به بچه دار شدن تشویق نکرده ام. برای همین هم از تمام امکانات جلوگیری از حاملگی بخصوص وازکتومی از طرف مردان همواره حمایت کرده ام و در صورت حاملگی هم از هر سقط جنینی!
در این رابطه شعری دارم تحت عنوان از من کسی پرسید فرزند داری؟ که در آن اساس دیدگاه هایم را بیان کرده ام ضمن اینکه تا به امروز هم هرگز تمایل به بچه دار شدن نداشتم و
Wednesday, October 21, 2015
من علی از تهران دچار مرض جنسی هستم که خیلی آزارم میده و میدونم با کارم دیگران رو هم آزار میدم ولی دست خودم نیست نمیتونم اون هم اینکه تو شلوغی دوست دارم به دیگران بچسبم واقعا عذاب وجدان دارم از اینکه دیگران رو اذیت میکنم خواهش میکنم یه راه حالی جلو پام بذارید تا از شر این عادت بد خلاص بشم

زیبا ناوک: علی عزیز! نیاز به تماس بدنی از نیازهای کاملا طبیعی و نرمال ما انسانهاست بطوری که حتی زیباترین حالت برای نوزاد، ارتباط بدنی و تماس با بدن مادرست و بعد با پدر و نزدیکان و … این نیاز انسان به عنوان یک موجود اجتماعی خود را در رفتارهائی مانند دست دادن، بوسیدن، در آغوش کشیدن و …. نشان می دهد. 
وقتی این نیاز و احساس در سنین مختلف رشد انسانی به خوبی برآورده نشود، کمبود آن در مراحل بعدی خود را به صورت انرژی فشرده نشان می دهد.
در این رابطه یک تجربه شخصی خودم را بیان میکنم. حدود شانزده سال پیش در بیمارستان روانی میمنت
Sunday, October 11, 2015
امید از شیراز، سلام خانم زیبا! مشکلی دارم که به سکس هم مربوط میشه و شاید کسانی دیگه هم این مشکل رو داشته باشند که خودم کسانی رو میشناسم. ولی اونها به خاطر مسائل دینی و یا احساسی این را انجام نمیدهند ولی من اعتقادات دینی ندارم یعنی بر اساس عقل و وجدان زندگی میکنم.
ببیند مشکل من اینه که نمیتونم با زنهای فاحشه که برای اونها هم احترام قائل هستم داشته باشم. اصلا تا کسی رو دوست نداشته باشم نمیتونم بهش نزدیک بشم و سکس رو در کنار روابط عاطفی و احساسی دوست دارم و از طرف دیگه بی نهایت برای زن هم آزادی قائل هستم و تعصب های مردان ایرانی که از دین و عرف شکل گرفته رو ندارم. با این حال من به کسی که برای خودم باشه بسیار وفادارم و نیازی هم نمیبینم که وقتی کسی رو دوست دارم و سکس خوبی هم داریم دنبال تنوع باشم. 
ولی الان که مجردم و بالای چهل سال دارم به مشکلی برخوردم .چون دیگه خوب و یا بد، ازدواج عاشقانه و دوستی واقعی وجود نداره و چیزهائی که من باور داشتم در ایران نیست. الان نمیتونم به زنی نزدیک بشم و مدتها میشه با اینکه خیلی حشری ام سکس ندارم و خودم رو کنترل میکنم. 
میخوام من رو راهنمائی کنید چطور بتوانم این حالت رو در خودم ایجاد کنم که به زنان متعدد نزدیک بشم و سکس و عشق متنوع رو جایگزین احساس و تعهد و دوست داشتن بکنم و در واقع زن برای من فقط یک فیزیک بشه و برای سکس باشه بعدش هم من زندگی ام برای خودم باشه. فکر می کنم من باید عوض بشم از این تنهائی و نداشتن سکس دور بشم و احساسم هم کنار بذارم چون دیگه خیلی دارم اذیت میشم. با تشکر از شما امید
 علیرضا از تهران: زیبا! من خودم آدم وفاداری هستم و انتظار دارم که طرف من هم وفادار باشه اما این روزا همچین دختری پیدا نمیکنم تکلیفم چیه؟ نمی تونم هم دیدگاهم را عوض کنم.

زیبا ناوک: امید و علیرضا! تعریف ما از وفاداری، به این معنی که زنی با مرد دیگری یا مردی با زن دیگر نباشد یک تعریف بسیار سطحی القائی و کلیشه ای ست لذا من ابتدا یک تعریف از این واژه ارائه می دهم بعد به مساله شما دو نفر می پردازم.
Friday, October 9, 2015
سلام خانم ناوک. من مدتها گی بوده ام. البته با خانم ها هم مشکلی ندارم.از آنجایی که تا چند وقت دیگه ازدواج میکنم. میخواستم بدونم با عمل جراحی میشه مقعد رو به حالت اول برگردوند (گشادی مقعد رو بر طرف کنم). کلا چه راهی دارم. لطفا راهنمایی کنید. این سوال برای من حیاتی است. ممنون. سعید از ایران

زیبا ناوک: جدا از اینکه من همیشه این را به تمام افرادی که با من در باره ازدواج مشاوره می کنند می گویم که ازدواج اساسا ریشه در جهالت بشر دارد ولی این تصمیم توست و بنا به نیاز تو پاسخت را می دهم.
ابتدا به تو بگویم سعید تو که مدتها گی بودی باز هم در آینده با ازدواج تو با یک زن، این گرایش و تمایل تو به هم جنس هایت پایان نخواهد یافت و تو در آینده هم
Thursday, October 8, 2015
زیبا! این نسترن کیه. تو میشناسیش؟ به نظرم یه دشمنی شخصی با تو داره. بابا وبلاگ رو به گوه کشیده، بجای نظر دادن همش بتو فحش میده. اعصاب همه رو خراب کرده، یه کاری بکن ترو خدا. حسین از تهران

زیبا ناوک: حسین! ولتر می گوید گردنم را می دهم تا دشمنم حرفش را بزند و حالا حرفهای نسترن فحش و بد و بیراه و ناسزاگوئی است و به قول تو به گه کشیدن وبلاگ، اما از نظر من این فقط نیست و نسترن نظر هم میدهد حال آمیخته با خشونت و کلمات فکال، مهم نیست بگذار جائی باشد که هیچ حرف او سانسور نشود و او برای هیچ نظری مجازات نشود و اگر در تماشای این مو به پیچش این زلف هم نگاهی بیندازیم، این نفرت و خشم نسترن طرف دیگری هم دارد که آن عشق است و هیچ نفرتی بدون عشق خفته در آن در نیست.
مطمئن باش همین نسترنی که امروز به زیبا ناوک فحش و ناسزا می دهد در آینده ای نه چندان دور از دوستداران و مدافعان او خواهد شد هر چند امروز شاید همین حرف من را نیز به سخره بگیرد. نسترن امروز از ناخودآگاه خود بی خبرست ولی در آن دنیای عظیم ناخودآگاه اش کلنجارها و چالش های فراوانی وجود دارند که همانا انگیزه هر روز سر زدن او به این وبلاگ نیز از آنها برمی خیزد.
من کمترین نفرتی به این زن یا مرد ناشناس اما واقعی در دنیای مجازی، ندارم و از وجود و کامنت های او حتی لذت می برم چرا که نشانه وجود او و دنبال کردن تمام مطالب من است. پس این وبلاگ هرگز به گه کشیده نمی شود چرا که محل نگارش است و کلمات فکال و مدفوعی از زبان قاریان لمپن تنها کلماتی بی جان هستند که باید جائی برای پرت شدن ها داشته باشند تا صاحبان این انرژی های هرز کم کم بیاموزند که این زبان و قلم و کلمات را در جایگاه های زیبای خویش به کار ببرند.
از طرفی ایجاد تریبون های فحش درمانی یکی از نشانه های رشد فرهنگی جامعه پیشرفته است. در این جوامع تظاهرات یا گردهمائی هائی ترتیب داده می شوند که در آنها مردم بتوانند بدون آزار و تعرض های بدنی به یکدیگر فحاشی ها و ناسزاهای لفظی خود را به افراد مشخص نشان دهند اما با کوچکترین تعرض بدنی مقابله می شود.
امثال نسترن ها و بسیاری از ماها به علت خاستگاه کشورمان با فرهنگ بسته و سرکوبگر، یاد نگرفته ایم شنوای حتی ناسزاها و فحاشی های اطرافیانمان باشیم و بگذاریم آنها چرکها و عقده های درونشان را با این فحاشی ها تخلیه کنند و متاسفانه در برابر چنین رفتارهائی سریعا مقابله به مثل کرده و ما نیز در همان سیکل معیوبی قرار می گیریم که فحاشان لمپن درگیر آنند. در حالیکه با کمترین بردباری و زمینه سازی برای چنین تخلیه های بی آزار بزودی این افراد در سیر برخورد صحیح و سازنده می افتند.
لذا من از تمام دوستدارانم می خواهم حضور امثال نسترن ها را تحمل کنند و بگذارند آنها راحت حرفهایشان بزنند و در جواب آنها یا سکوت اختیار کرده یا برخوردهای غیر زبان فکال داشته باشند و در صورت ناراحتی ایگنورشان کنید و آن پیام ها را نخوانید. نگران من هم نباشید که اینها حتی به اندازه پرش یک پشه در اتاقم مرا اذیت نمی کنند.
با این روش برخوردها و پذیرش متدهای فحش درمانی، شما نیز در کوتاه زمانی آنقدر قوی و راحت خواهید شد که چنین فحاشی های عزیزان تان نیز شما را ناراحت نخواهد کرد چه برسد به کامنت های افراد بی هویتی که حتی در اسم و جنسیت واقعی شان نیز شک بزرگی هست.
زیبا ناوک 25.12.2012
Wednesday, October 7, 2015

سلام زیباجان! من اسمم کلثوم هست و از این اسمم خیلی خیلی بدم میاد، بطوری که از کوچکی با این اسم همیشه احساس تحقیر می کردم. خیلی وقت ها هم تصمیم گرفتم اسمم را عوض کنم ولی دیدم شرایطش سخته به نظر شما من چطور میتونم خودم را از این فشار روحی خلاص کنم؟ 

زیبا ناوک: من میخواستم ابتدا این متن ام را با اسم تو شروع کنم. بعد منصرف شدم چون احساس ترا کاملا می فهمم و خودم هم یک دوره ای از زندگی ام بقدری با اسم شناسنامه ایم «سیبا» بیگانه شده بودم که هر کسی من را با این اسم صدایم می کرد بی نهایت اذیت می شدم و حتی در زندان کسانی که می خواستند آزار روحی به من بدهند متوجه این نقطه ضعف من شده بودند و مرتب من را سیبا سیبا صدا می کردند و هر بار که من این اسمم را می شنیدم تمام تنم از شدت ناراحتی می لرزید، لحظاتی در جایم خشکم می زد و چشمانم را می بستم. 

سارا شیرمحمدی، زیبا ناوک، مدیا 2009
در ملاحظه کتاب سیبا- زینب دوران زندان زیبا ناوک به خوبی می توانی این حالات من را احساس کنی. بعد از آزادی ام از زندان هم اولین کاری که کردم تغییر اسمم از سیبا به زینب بود بطوری که الان در شناسنامه و پاسپورتم اسمم زینب شده است. 
اسم سیبا از نظر پدر و خانواده من و حتی تمام اطرافیانم اسمی بسیار زیبا بود ولی آنها عاجز از درک حالات روحی من در تنفر و درد من از این اسم بودند و نمی توانستند این را دریابند که چه شرایط و عواملی باعث این ناراحتی و زجرهای روحی شده اند.
بعد از گذر از این مرحله زینب، وقتی زیبا شدم وکیل من در آلمان از من پرسید که آیا این بار هم دوست دارم اسمم را در پاسپورت و مدارک رسمی ام از زینب به زیبا تغییر دهم که به او گفتم نه!
Sunday, October 4, 2015

من امیر پسری هستم از ایران كه از کمبود زيبايى به شدت رنج ميبرم و هرگز نمیتونم به كسى پيشنهادِ دوستى و يا سكس بدم. اینقدر كه از قيافه خودم خجالت می کشم، عين نامم رو نوشتم كه بگويم اگر شما به عنوانِ خانم به قيافه من نگاه كنيد چه احساسى داريد، من بايد چه كار كنم، چون واقعا از سركوب تمایلاتم خسته شدم، ممنون از راهنمائی تون

زیبا ناوک: این خیلی عالی است که نمی خواهی امیر دیگر تمایلاتت را سرکوب کنی و با این متن اولین قدم را برای حل معضل خودت برداشتی. تو برای من و اگر مایلی برای همه خوانندگان وبلاگ یک عکس طبیعی از خودت بفرس تا ما هم احساسمان را به تو بگوئیم که آیا کمبود زیبائی داری و زشت هستی یا نه؟ شاید من هم وقتی ترا ببینم همین احساس را داشته باشم نمی دانم. در این باره باید در عمل حرف زد. 
و اما نظر من در باره حالات روحی تو و رنج بردن تو زیر لوای کمبود زیبائی و بدقیافه خواندنت، اینست که
Friday, September 25, 2015

سیاوش بعد از 28 سال زندگی با همسرش و داشتن دو فرزند، حق طلاق همسرش را به رسمیت شناخت حقی که در واقع حق طبیعی زن از ابتدا بوده و هست، نه آن که مرد آن را به زن هدیه می کند.
و هر دو در ارتباط دوستانه و صمیمانه ای به دستاورد و نتیجه زیباتر و پربارتری رسیدند به رابطه و پیوندی آزاد!
به گسل از زنجیرهای اوراق و بندهای ازدواج به اینکه آزادانه و هماره همسری رها و بر یاد و قلب باشند
و هر دو زندگی کنند هر گونه که آرزو دارند  نه آنگونه که بر آنها تعیین شده
و چه زیباست چنین پیوندهائی با طلاق و نفی بندهای ازدواج
پیوند واقعی تان مبارک
متنی از کتابهای زیبا ناوک

Tuesday, September 22, 2015

کودکان را ملزم به تشکر یا سلام کردن نکنید
کودکان برخلاف تصور ما از محیط خود و اطرافیانش نه تنها هر آنچه می بیند را می آموزند بلکه مانند یک دستگاه فیلم برداری قوی همه گفتارها و رفتارها و وقایع را ضبط کرده و روی تمامی آنها با همان مغز کوچک شان اندیشه و تجزیه و تحلیل می کنند. پس بگذارید قوه اندیشه مغز کودکان، خود رشد کند تا با هر تجزیه و تحلیلی این قوه درک شان قویتر شود و به جای هر القاء و تزریق هر آموخته و تربیتی و تنبل کردن مغزشان اجازه دهید آنها با قوه مخیله شان تصمیم بگیرند که چه درست است چه نادرست! و چه رفتاری می خواهند داشته باشند چه نه؟ به یاد داشته باشید کودکان و عزیزان تان بسیار بسیار 
باارزش تر از حفظ آداب و معاشرت های رایج و آبروی کاذب شما هستند.
21.2.2014
Tuesday, September 1, 2015



این کلیپ بیان احساسات و نظرات زیبا ناوک در باره برادرش محمد معمار هست که با بیان و ابراز این احساسات او خود را رواندرمانی می کند 2014 hamburg

برای ملاحظه این کلیپ روی فتو یا لینک زیر کلیک کنید
Monday, April 27, 2015

دوستان عزیز
من مدت بیش از 4 ماه است که با خانواده ناهید، آرمان ناهید 44 ساله، گزینگ قاضی 38 ساله، دیاکو 8 ساله و مدیای 4 ساله به اتفاق زندگی می کنیم.
در مدت اخیر بدنبال مشکلاتی که من با دیاکو پیدا کردم برآن شدم که برای حل و فصل آن، شما دوستان را به نظرخواهی دعوت کنم.
Tuesday, April 21, 2015
آریا از ایران دعوت به رواندرمانی گروهی و نظردهی جمعی
آریا هستم 32 ساله. تنها زندگی میکنم علاقه زیادی به سکس آزاد دارم ولی نمیتونم با جنس مخالف رابطه برقرار کنم. کیر بزرگ و کلفتی هم دارم حدود 25 سانت خیلی هم شهوت دارم. میتونی یک نفر بهم معرفی کنی؟ خواستی عکسای لختمو برات می فرستم بذار تو نت. مرسی منتظر جوابت هستم
هوشنگ از ایران دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی
خانم دکتر آلت من هم کوچیک هست و برای همین از زنها دوری میکنم و حتی بخاطر این قضیه قید ازدواج را زدم
Sunday, April 19, 2015
جوانی از ایران دعوت به رواندرمانی گروهی و نظردهی جمعی
چیزی که میخوام بگم یه کم حال به هم زنه. ولی من نه تنها سکس با حیوونا رو دوست دارم، بلکه گاهی وقتی جلق می زنم تو فکرم خودمو یه خوک تصور می کنم که همه کارایی که یه خوک می کنه رو انجام میده! از لیسیدن کون خوکای دیگه تا کارای کثیفتر. از این فانتزیم خیلی هم لذت می برم. مشکلی هم ندارم. تنها مشکلم بیکاریه که باعث می شه بیش از حد به سکس فکر کنم. اگه روی کار و زندگیم تمرکز کنم و بتونم یه کاری جور کنم دیگه زیاد به این چیزا فکر نمی کنم. حتا بعد از یه مدت که سرگرم کاری هستم از این چیزا بدم هم میاد ولی بعد که باز بیکار میشم دوباره بهش فکر می کنم و تا مدتی خیلی هم لذت می برم! شما بهش فکر نکنید چون نه تنها لذت نمی برید بلکه حالتونم به هم میخوره
Monday, April 6, 2015
حسین از ایران دعوت به رواندرمانی گروهی و نظردهی جمعی
میخواستم همسری پیدا کنم که در آینده اگر بخوام باهاش در سکس گروهی شرکت کنم ایراد نگیره چطور می تونم چنین همسری را پیدا کنم؟
بهروز از ایران دعوت به رواندرمانی گروهی و نظردهی جمعی
سلام زیباجان من زنمو دوست دارم ولی به خاطر دعواهایی که به خاطر رابطه جنسی که من با زن دیگه ای داشتم یک ساله که نمیتونم بکنمش اون دوست داره ولی من نمیتونم منو راهنمایی کن!
Friday, April 3, 2015
 کلثوم سابق دعوت به رواندرمانی گروهی و نظردهی جمعی
سلام زیباجان! من اسمم کلثوم هست و از این اسمم خیلی خیلی بدم میاد، بطوری که از کوچکی با این اسم همیشه احساس تحقیر می کردم. خیلی وقت ها هم تصمیم گرفتم که اسمم را عوض کنم ولی دیدم شرایطش سخته به نظر شما من چطور می تونم خودم را از این فشار روحی خلاص کنم. ممنونم
امیر از ایران دعوت به رواندرمانی و نظردهی جمعی
سلام زیباجان امير هستم. مدتي که تمايل به ارتباط جنسی با همسرم رو از دست داده ام. البته من از ابتدا به جنس موافق علاقه داشتم ولی بدليل شرايط حاکم بر ایران هميشه اين میل رو مخفي کردم و برخلاف میل خودم و به اصرار خانواده ازدواج کردم. بعد از مهاجرت به خارج بصورت مخفيانه شروع به ارتباط با آقايان کردم و لذت واقعي سکس رو چشيدم. بعد از بازگشت به ايران ديگه با همسرم و هيچ کس ديگه اي ارتباط جنسی ندارم و بیاد روزهاي خارج از کشور مدام خود ارضايي می کنم. نمیدونم چيکار کنم فکر میکنم بايد صادقانه اين مساله رو به همسرو بگم و ازش جدا بشم و به خارج برگردم و اونطور که مي خوام زندگي کنم ولي مطمئنم که همسرم اين راز رو نگه نمي داره. ضمنا نگران بچه ها هم هستم. شما لطفا راهنمايي کنيد. متشکرم.
مرتضی از تهران دعوت به رواندرمانی گروهی و نظر دهی جمعی
سلام زیبا جان ایا سکس کردن یک مرد متاهل با زن دیگری خیانته یا نه؟ من بدون اجازه خانمم با زن دیگه ای سکس داشتم و حالا به خانمم گفتم و داره بهم میگه که تو خیانت کردی آیا من واقعاً خیانت کردم؟

رهنمودهای زیبا ناوک

تماس با زیبا ناوک

zibanawak1@gmail.com 00491795737383

فیسبوک

آمار بازدیدکننده ها