Wednesday, October 21, 2015
من علی از تهران دچار مرض جنسی هستم که خیلی آزارم میده و میدونم با کارم دیگران رو هم آزار میدم ولی دست خودم نیست نمیتونم اون هم اینکه تو شلوغی دوست دارم به دیگران بچسبم واقعا عذاب وجدان دارم از اینکه دیگران رو اذیت میکنم خواهش میکنم یه راه حالی جلو پام بذارید تا از شر این عادت بد خلاص بشم

زیبا ناوک: علی عزیز! نیاز به تماس بدنی از نیازهای کاملا طبیعی و نرمال ما انسانهاست بطوری که حتی زیباترین حالت برای نوزاد، ارتباط بدنی و تماس با بدن مادرست و بعد با پدر و نزدیکان و … این نیاز انسان به عنوان یک موجود اجتماعی خود را در رفتارهائی مانند دست دادن، بوسیدن، در آغوش کشیدن و …. نشان می دهد. 
وقتی این نیاز و احساس در سنین مختلف رشد انسانی به خوبی برآورده نشود، کمبود آن در مراحل بعدی خود را به صورت انرژی فشرده نشان می دهد.
در این رابطه یک تجربه شخصی خودم را بیان میکنم. حدود شانزده سال پیش در بیمارستان روانی میمنت
من با یک دختر 16-17 تازه عروسی روبرو شدم که او را از یک روستائی به آنجا برای معالجه فرستاده بودند. او در بخش بیماران به اصطلاح زنجیری بود. 
این دختر جوان مرتب جیغ و فریاد می کشید و حرف های رکیک می زد.
من خیلی دوست داشتم از نزدیک با او حرف بزنم. بلاخره در یک فرصتی کوتاه، توانستم با این دختر تنها صحبت کنم. 
او از من با حالت التماس می خواست که برایش کرست و شورت و لباس های تنگ بیاورم و طوری باشند که این لباسها او را فشار دهند. آنقدر از این حالت دختر روستائی زیباروی ناراحت شدم که کرست خودم و شلوار استرجی که داشتم را به او هدیه کردم. 
او خیلی خوشحال شده بود ولی اینها هنوز نیاز او را کامل ارضا نمی کرد.
بار دیگری که او را دیدم این دختر که تمام وجودش مملو از این نیاز بود مرتب می گفت: منو بکنید! منو بکنید! فشارم بدید! تروخدا منو بکنید! منو فشار بدید…..
این بار حالت من دیگر از تاثر گذشته بود و با چشمان گرد شده و متحیر با خودم می گفتم: خداااااایا من برای این دختر چی کار کنم؟... از شدت درگیری فکری داشتم دیوانه می شدم. بلاخره تصمیمی گرفتم که میدانستم شاید پیامدهای وحشتناکی برایم داشته باشد ولی دل به دریا زدم و به یکی از دوستانم در آن بیمارستان گفتم: مریم! چند دقیقه ای مراقب باش! کسی از پرستارها یا مسئولین بیمارستان نیاید تا من برای این دختر کاری بکنم! و فوری از دستکش های یک بار مصرف بیمارستان که برای توشه واژینال یا توشه رکتال یعنی معاینه واژن یا مقعد بیماران استفاده می کردیم برداشتم و به آن دختر که روی تخت اینور و آنور می چرخید و مرتب می گفت: منو بکنید! فشارم بدید! تروخدا منو بکنید! منو فشار بدید….. گفتم حالا آماده شو من می خوام ترا بکنم! شورتت را در بیار!
دختر با خوشحالی شورتش را در آورد. خیلی برایم سخت بود هر چند در مدتی که دوره زنان و زایمان می دیدم شاید بیش از صد بار در بیمارستان توشه واژینال کرده بودم ولی این بار انگیزه و حالتش برایم کاملا فرق می کرد و احساس عجیبی داشتم برای همین چشمانم را بستم و دو تا انگشتم را در کوس این دختر جوان کردم و فشار دادم. 
حالت خوشی به او دست داده بود احساس کردم که ارضا شد. از ترسم که مبادا پرستاران متوجه من بشوند زود دستکش ها دور انداختم و از اتاق خارج شدم و دیگر هم آن دختر را ندیدم. کار بسیار غیرعادی کرده بودم ولی درونا احساس خوبی داشتم که به این دختر روستائی قشنگ آرامش هرچند مقطعی داده ام.
این داستان علی! صحه ای ست بر نیاز تو به تماس بدنی و نزدیکی عاطفی و عشقی که کانال ارضای آن بدن های انسانهاست، نیازی که سالها در تو شدیدا سرکوب شده و مترصد فرصتی ست برای عرض اندام که با ملاحظه کوچکترین امکان، فوران کرده و خود را با مالیدن و فشار دادن به دیگران بویژه جنس مخالف نشان می دهد.
اولین گام درستی که برداشتی این بود که این نیاز خودت را بیان کردی حتی در یک صفحه اینترنتی و برایش راه حل می خواهی. پس تو در مسیر بصیرت و insight به نیازها و کمبودها و نارسائی های روحی روانی خود هستی که این نصف راه درمان است.
دومین گام کمک کننده به تو بیان و ابراز آن شفاهی در حضور دوستان و نزدیکانت هست و طلب همکاری آنها در رفع این خواسته! صریحا برو به مادرت بگو که ترا در آغوشت بگیرد و ترا فشار دهد و اجازه دهد که فشارش بدهی و حتی بدنش را لمس و نوازش کنی حتی در کمترین حد آن.
همین طور از نزدیکان دیگرت بخواه که ارتباط بدنی شان را با تو زیاد کنند. من حتی از پدرم خواسته بودم به جای هر هدیه ای اجازه دهد وقتی می خواهم دستش را در دستم بگیرم آن را از من دور نکند که قبول کرده بود.
به خانم های فامیل و دوستان و نزدیکانت هم پیشنهاد بده که حاضری رایگان ماساژشان بدهی و سعی کن در این ارتباط بدنی حرمت و احترام به خواسته و نیازهای آنها را هم حفظ کنی و ابدا بدون رضایت قطعی آنها سعی نکنی آنها را تحریک صرفا جنسی بکنی و در مراحل اول اکتفا کن به ماساژ و تماس بدنی در قسمت های نسبتا خنثی بدن از نظر جنسی مثل گردن و پشت و دستان و پاها و هیچ اصراری در نزدیک شدن به قسمت های محرک بدن از نظر جنسی مانند پستان ها، ران و ناحیه تناسلی نداشته باش. 
به این فکر کن که حفظ درازمدت یک رابطه لذت بخش بسیار مهم تر و باارزش تر از رسیدن به یک لذت لحظه ای یک طرفه است.
توصیه دیگرم تمرینی ست که سعی کن از دوستان مختلف خودت بویژه جنس مخالف داوطلبانی برای آن پیدا کنی و آن اینکه از یک دقیقه تا 5 دقیقه تمرین در دست هم گرفتن را با هم داشته باشید و در حین این تمرین بیشتر به چشمان همدیگر نگاه کنید. 
از آنجائی که این تمرین برخلاف انتظار اصلا راحت نیست پاز و آنتراکت هائی هم در حین این دقایق به خود بدهید تا بدون فشار روحی این تمرین به ظاهر ساده پیش برود.

زیبا ناوک 22.3.2013

0 دیدگاه:

Post a Comment

رهنمودهای زیبا ناوک

تماس با زیبا ناوک

zibanawak1@gmail.com 00491795737383

فیسبوک

آمار بازدیدکننده ها