Wednesday, March 4, 2015
سلام خانم زیبا! من جدیدا با وبلاگ شما آشنا شدم و فکر کردم بهترین جاییه که میتونم مشکلمو برای اولین بار عنوان کنم. حدود 2.5 سال پیش من با یه دختری به نام مهناز تو کلاس زبان آشنا شدم، بعد از یه مدت رابطه دوستی اجتماعی بین ما ایجاد شد. هر دو از یه عشق شکست خورده بودیم و با هم درد دل میکردیم و این دوستی خیلی تو روحیمون اثر مثبت گذاشته بود.
مهناز از یه رابطه 5 ساله صحبت میکرد که عاشقانه او فرد رو دوست داشت. میگفت یه مرد طلاق گرفته بوده که 2 تا بچه داشت ولی خانوادش قبول نکردن باهم ازدواج کنن
بعد از مدتی ما به هم علاقه مند شدیم و مهناز گفت که اشتباه کرده بود چون زمانی که با هم قطع ارتباط کرده بودن اون مرد با یه دختر دیگه آشنا شده بود و مهناز داشت از فراقش زار میزد ولی اون مرد پی یه رابطه دیگه بود.
بعد از این صحبت ها من به مهناز پیشنهاد ازدواج دادم و باهم ازدواج کردیم
ولی مشکل از اینجا شروع شد که دقیقا 2 روز مونده به عقدمون فهمیدم که اون یه مرد طلاق گرفته نبوده بلکه متاهل بوده و حتی بچه دومش در زمان ارتباطش با مهناز بدنیا اومده
مهناز همسرم از کرده خودش الان پشیمونه، حداقل به من که اینجوری میگه ولی من نمیتونم ببخشمش
چون هم با زندگی یه زن دیگه بازی کرده و دوما اینکه به من دروغ گفت و من این موضوع رو خودم متوجه شدم و وقتی شواهد رو کنار هم جلوش گذاشتم، مجبور به اعتراف شد و دلیلی که برام اورد این بود که نمیخواست من ناراحت بشم
روزی که اینو فهمیدم دنیا دور سرم چرخید ولی چون مهناز را دوستش داشتم چشم پوشی کردم
ولی الآن هر روز که میگذره بیشتر اذیت میشم که چرا همسر من که اینقدر دوستش دارم وسیله ای برای هوسرانی یه مرد هوسباز شده بود که تو زندگیش مشکل داره و یه نفر را میخواست واسه مرحم و سکس
خانم زیبا چکار کنم خیلی دارم اذیت میشم و همسرم هم با اذیت شدن من داره اذیت میشه
ممنون میشم کمکم کنین
جواب زیبا ناوک: دوست عزیز بابک! اولا اشتباه به انسان تعلق دارد و هیچ انسانی بدون اشتباه نمی تواند گامی به جلو بگذارد. حتی یک اندیشمند اروپائی معتقد است که اساسا اشتباه وجود ندارد چرا که هر عملی در جایگاه خودش ناشی از یک ضرورت عینی است. حال من وارد بحث فلسفی آن نمی شوم و می پردازم به این مساله ای که ترا آزار روحی می دهد. همسر تو مهناز در یک زمانی با یک مردی دوست شده بود که همسر داشت و... از نظر من این امر در اساس خودش بلامانع است و در واقع مشکل تو نیست و این احساس منفی ات یا بهتر بگویم مشکل سازی تو متاثر از حالات مردسالاری و تعصبات و تحجرات رسوب کرده در ذهن توست. چرا که اولا تو در آن شرایط هیچ رابطه ای با مهناز نداشتی و آن سه نفر یعنی همسر فعلی تو مهناز و آن مرد و همسرش پاسخگو و متحمل پیامدهای رفتارهایشان هستند نه تو!
اگر هر سه از این کار باخبر بودند و مشکلی نداشتند خب تو اینجا مشکلت چیست؟ تازه اگر همسر آن مرد هم از این جریان اطلاعی نداشت، این مرد هست که باید پاسخگوی نقض تعهداتی باشد که به همسرش داشته است نه حتی مهناز چه برسد به تو!
تازه از نظر قوانین شرعی که شماها پای بندش هستید، باز این امر برای مهناز بلامانع است چرا که قانونا و شرعا هر مردی تا بی نهایت می تواند همسر موقت اختیار کند.
از نظر اخلاقی هم زیاد نگران نباش که خانواده ای پاشیده شود، اگر پایه های یک زندگی آنقدر آبدوغ خیاری است که با آمدن امثال مهنازها بهم بریزند بگذار که این امر زودتر صورت بگیرد و تازه به مهناز بگو خوب کردی که وارد چنین رابطه ای شدی و پوشالی بودن چنین بناهائی را زودتر نشان دادی کما اینکه از متن تو این هم مشخص است چون بعد از مهناز باز این مرد همسردار با زن دیگری وارد رابطه شده است. پس بابک! تو نه غصه این خانواده و زن و بچه ها را بخور نه غصه گذشته مهناز که واااااااااااای! از او مردی سوءاستفاده کرده نه جانم! اینطور هم نیست و هر سکه ای دورو دارد.
مهناز هم در آن شرایطی که با این مرد بوده بهره و لذت خودش را برده وگرنه اینقدر پیش تو آه و ناله از دوری او نمی کرد. به زور و تجاوز و فریب که آن مرد با مهناز ارتباط برقرار نکرده بود مهناز هم دوست داشته پس تجربه ای بوده در مقطع خودش دلنشین و لذت بخش برای هر دو طرف. اگر آن مرد استفاده ای از مهناز کرده مهناز هم از مرد استفاده اش را برده است. از مهناز هم ضعیفه نساز که این تحقیر همسرت هست.
در این رابطه من کلیپی دارم تحت عنوان سوء استفاده و چگونگی برخورد به آن که این مساله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده ام.
از طرفی من خودم هم بی شباهت به آن مرد همسردار نیستم و مثل او تنوع طلبم و چندهمسری! چنانچه مقالاتی در این رابطه دارم اما شاید با این تفاوت که این مرد جرات بیان این خواسته و نیازش را ندارد که هر چند نقطه ضعف اوست ولی او را هم نباید بابت این نقطه ضعف اش به مسلخ گاه کشاند.
و اما در باره دروغ مهناز به تو هم توصیه می کنم که این را هم زیاد بزرگ نکنی که ما همه از بنیان دروغگو بار آمده ایم و ادعای راستگوئی تقریبا بی اساس است. در این رابطه باز کلیپی دارم تحت عنوان دروغ و تراپی آن که به ریشه های آن از جمله ترس پرداختم که عامل مهمی است برای دروغ! پس اگر مهناز برای توجیه رفتارهای خودش و از دست ندادن تو دروغی گفته، نه زمین به آسمان رسیده نه آسمان به زمین و مطمئن باش تو خودت هم در زندگی ات کم دروغ نگفتی پس این را پیراهن عثمان برای سرکوب مهناز نکن و به زندگی بانشاط ات با او ادامه بده و سعی کن که آنقدر رابطه تان امن و راحت باشد که اساسا زمینه ای برای دروغ و ریا و تظاهر برای شما نباشد.
لطفا این متن را به خود مهناز هم نشان بده و از او نیز نظرخواهی کن! مرسی!

زیبا ناوک 14.9.2013

0 دیدگاه:

Post a Comment

رهنمودهای زیبا ناوک

تماس با زیبا ناوک

zibanawak1@gmail.com 00491795737383

فیسبوک

آمار بازدیدکننده ها