کاوه من بحث های رد و بدل شده بین تو و ژاله را خواندم. نکاتی به نظرم رسید که آنها را بیان می کنم.
اولا اینکه ژاله خیلی راحت حرفش را به تو زده و ناراحتی اش را بی ملاحظه به تو ابراز کرده و این خیلی خوبه و یکی از نتایج خوب رابطه شما با هم هست.
من هم به گزینگ همیشه می گفتم:« گزینگ اگر یک روز تو به من فحش بدی آن روز، روز جشن من خواهد بود چرا که خدای مقدس خودت را از آن بالا به روی زمین واقعیت آورده ای و یک رابطه واقعی این چالش ها را نیز در بر دارد.»
ما همه انسان های واقعی و عینی و کاملا طبیعی با تمام احساسات خوب و بدمان هستیم.
یک روز دلمان می خواهد همدیگر را ببوسیم، روز دیگر دست بیندازیم، روزی دیگر با هم شوخی کنیم، روزی همدیگر را خوشحال کنیم و روزی و روزی و روزی...
در اینجا من قسمتی از شعر "هی، هی، هی، توئی که خدا می نامنت! می خواهم با تو حرف بزنم!" از کتاب عادتی؟! عادتی؟! عادتی؟! را در اینجا می آورم که به نظرم بی ربط نیست.
" هی ، هی ، هی ، توئی که خدا می نامنت !
نمی خواهم از پائین به بالا نگاه کنم
و با احساس گناه و شرمساری با تو حرف بزنم ، نمی خواهم !
من می خواهم برابر، چشم در چشم تو بدوزم و هرآنچه از دلم برمی آید بر زبان آورم
می خواهم اگر دلم خواست بر سر تو داد بکشم، فحش ات بدهم، با تو دعوا کنم .....
بعد هم آشتی بکنم
آیا باز هم مرا دوست داری ؟
آیا باز هم مرا دوست داری ؟"
در باره شوخی هم لازم به ذکر است که در واقع تمامی شوخی ها و طنزها و جوک های مختلف یک زمینه عینی در وجود ما دارند.
متاسفانه در جامعه ما که عشق ورزیدن و برجسته نمودن زیبائی های همدیگر و حتی شوخی های نـشاط بخـش به همـدیگر معـمول نیست، مردم ما برای ارضـای این نیاز روحـی شان متـوسـل به شیوه های آزار دهنده و تمسخر آمیز می شوند و جنبه های به اصطلاح منفی رایج در جامعه برجسته می شوند در حالیکه در واقع ممکن است این جنبه ها نیز منفی نباشند و زیبائی های دیگری را در برداشته باشند. این به نگاه ما در زیبائی شناسی برمی گردد.
این نوع برجسته کردن ها را در نوشته های تمسخرآمیز امثال مینا و فراز و افراد دیگری که گاها خودم نیز مستثنی از آنها نیستم می توان دید که به نظرم باید به اینها پا داد تا از این ابعاد نیز سیر شوند.
برجسته کردن چاقی یا اضافه وزنی، ریقو خواندن، سن پائین یا بالای افراد، موهای سفیدشان، نقص عضوی آنها و ..... و کلا تمسخر و به شوخی گرفتن افراد بدون اطمینان از نشاط و شادی آنها باید سیگنال و علامتی باشد که ما را به تجدید نظر در شیوه برخوردمان بکشاند نه اینکه از دیگران بخواهیم که جنبه داشته باشند و یا حتما متحمل روشهای شوخی ما گردند.
بهرحال من در این فرصت کم به این صحبت کوتاه بسنده می کنم و امیدوارم که روز بروز رابطه تو و رضوان و ژاله و همه ما با هم بهتر و بهتر بشود که مطمئنا هم خواهد شد.
زیبا
0 دیدگاه:
Post a Comment